تبليغاتX
مینو زاهدی

 

شروع اجرای تئاتر بادها برای که می وزند

 

بالاخره پس از کش و قوس های فراوان و بازبینی پشت بازبینی نمایش ( بادها برای که می وزند) از فردا  ٧ عصر در سالن قشقایی تئاتر شهر روی صحنه می رود.

شروع تاریخ نمایش از روز یکشنبه ۲۲ خرداد

از ما حمایت کنید و به دیدن نمایشی بیایید که درباره ترسها و رنجهایست که ارث می بریم و ارث می گذاریم.

پیش فروش اینترنتی شروع شده و میتونید از اینجا رزرو کنید.

http://gishetheater.com/Ticket.aspx

به امید دیدار

چیستا یثربی

 

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 و ساعت |
باشد ای دل که در میکده ها بگشایند

گره از کار فرو بسته ما بگشایند

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در جمعه سی ام اردیبهشت 1390 و ساعت |

 جواد ذوالفقاری، مدرس، مترجم، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر عروسکی و از هنرمندان تأثیرگذار عرصه تئاتر عروسکی که همواره با آثار و تفکر و دیدگاه خود و با تلاش و ممارستش توجه هر هنرمند و هنردوستي را به خود جلب می‌کرد، امروز شنبه  دهم ارديبهشت در میان دیدگان پر‌اشک خانواده تئاتر عروسکی ایران به سوی خانه ابدی رهسپار شد... 


بله ! افسوس و صد افسوس كه  اين بزرگ نازنين را هم از دست داديم  و بقول اهل فن جواد ذالفقاري نيز در فن و هنر   خود جايگزين ندارد . اما به كه ميتوان گفت :

تا     دست    توام      مرحمتي          كن

فردا كه شدم خاك چه سود اشك ندامت ؟!

البته اگر اشك ندامتي در كار باشد ! روحش شاد و ياد و نامش جاودان .

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در شنبه دهم اردیبهشت 1390 و ساعت |

و گفت :

عافيت را در تنهايي يافتم و سلامت را در خوشي ...


+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 و ساعت |
حتي در عالم مجازي نيز چراغهاي رابطه خاموش است !

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 و ساعت |

3Jokes Love (7)

روز جهاني تاتر بر دوستداران تاتر و خانواده تاتر مبارك


+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در یکشنبه هفتم فروردین 1390 و ساعت |
 

 هر چند که باز هم بهار خنده زده و ارغوان شکفته شده و دل خیلی از ما 

درخزانی سرد دشت ارغوانه  با این حال نوروز مثل همیشه قشنگ 

و مهربونه . نامرادیهارو از چشم نوزوز نبینیم و آمدنش رو پاس بداریم  و

مقدمش رو گرامی . و آرزو کنیم هر روزمون نوروز باشه و روزگارمون بهاری 

و دلهامون گرم و آفتابی  .

  

نوروز تون مبارک

 

 

 

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 و ساعت |

جشن شب چهارشنبه سوری

 

چي ميشد فقط يك بار سرخي تو از من مي شد و زردي من از تو ؟!

 

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 و ساعت |

 

حاجی فیروزه،
سالی یه روزه،
همه می‌دونن،
منم می‌دونم،
عید نوروزه.

ارباب خودم سامالا علیکم،
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی،
ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟

بشکن بشکنه بشکن،
من نمی‌شکنم بشکن،
اینجا بشکنم یار گله داره،
اونجا بشکنم یار گله داره!
این سیاه بیچاره چقد حوصله داره.

 

... اين سياه بيچاره چقدر حوصله داره ! هنوز صدايش در گوش جانم است ! يادش بخير !

با تمام كودكي ام معناي بهار و نوروز و شادماني هايش را درك ميكردم و بيشتر از هر زمان ديگر به خدا نزديك بودم و ستايشش ميكردم . بي آنكه حتي هنوز به مدرسه رفته باشم و با قوانين اجتماعي و مذهبي آشنايي پيدا كرده باشم  وجود خدا را در همه جا مي ديدم . او ميان جوانه هاي سبز درختان و شكوفه هاي بهاري به من لبخند ميزد و رايحه خوشش در ميان عطر گلها و خاك باران خورده در مي آميخت . او حتي از ميان چهره سياه حاجي فيروز به من مي خنديد و از شادماني ام شادمان بود. و من آن روزها چقدر خوشبخت بودم ! پر بودم از خدا و بهار و نور و عشق و شور و  ترانه و كوچكترين جايي براي سياهي نداشتم !

   

 

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در جمعه بیستم اسفند 1389 و ساعت |
نوروز

 

 

 بوی عیدی، بوی توپ

بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی

وسط سفره نو

بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می کنم

 با اینا خستگیمو در می کنم

شادی شکستن قلک پول

 وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد

 بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می کنم

با اینا خستگیمو در می کنم   

 

 

+ نوشته شده توسط مینو زاهدی در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM


<"scrirt language =" javascript "type=text/javascript; <"center>