خوشحال بود که گریه می کند
بالاخره امشب مجال پیدا کرده بود گریه کند ! از اینکه گریه میکرد خوشحال بود . خوشحال بود که هنوز احساس دارد . خوشحال بود از اینکه هنوز زندگی در خونرگهایش جاریست . خوشحال بود که هنوز با خدا گفتگویی بی ریا و دلنشین دارد . خوشحال بود که دوست دارد و میخواهد هنوز هم دوست بدارد و دوستش بدارند . خوشحال بود که دلتنگ است . که آدم است . که قلبش میتپد ...
خوشحال بود که گریه می کند !
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت توسط مینو زاهدی
|